معرفی یک اسوه صبر وپایداری در اصفهان

معرفی یک اسوه صبر وپایداری در اصفهان

  معرفی یک اسوه صبر ومقاومت

  (خانم فروغ آنجفی)

یکی از اسوه های بسیجی استان اصفهان شیر زنی است که نمونه کامل یک بسیجی است بدون داشتن کارت بسیج , زن نمونه کشور درسال ۸۶, نمونه ای از زنان ایثارگر وفعال در طول دفاع مقدس وهم مادر شهید ,مادر علی قوچانی…..

خانم فروغ آنجفی مادر سردار شهید علی قوچانی است. او در سال ۱۳۲۳ در شهر اراک چشم به جهان گشود. فرزند چهارم خانواده بود . دو خواهر و یک برادر داشت. در سال ۱۳۳۸ ازدواج کرد و صاحب  چهار فرزند شد و در سال ۱۳۴۳ جهت سکونت به اصفهان آمد. چند سالی از شروع زندگی اش می گذشت که به دلیل مشکلات خانوادگی ، برای توسل به امام رضا(علیه السلام) به مشهد رفت و از همان جا تحولی در زندگی اش ایجاد شد.

خانم آنجفی(قوچانی)با شروع جنگ تحمیلی واردجهاد سازندگی شده ودرسال۶۰برای اولین بار به جبهه اعزام میشود وتاسال۶۳ فعالیتهای خود رادر جبهه های کردستان وجنوب ادامه داده وقتی پسرش درسال۶۴به شهاذت میرسد بنا به وصیت اوفعالیتهای خود رادر اصفهان ادامه داده وشروع به خدمت به جانبازان بویژه جانبازان اعصاب وروان میکند.

در سال ۱۳۸۰ بود که به جهت ریشه ای حل کردن مشکلات معیشت جانبازان ، پیگیر مراحل قانونی و اداری شد ه و چندین بار برای حل این مشکل جهت دیدار با مسئولین عازم تهران میشود. با وجود داشتن تحصیلات ابتدایی اما با توکل بر خدا و بیان شیوا و رسا ، باعث ترفیع درجه جانبازی جانبازان اعصاب و روان شد ه و تا حدودی مشکلات مادی آنان را حل میکند.

روحیه استوار و مقتدر توأم با دلسوزی و فداکاری او ، برای جانبازان و اطرافیان ، الگوی صبر و مقاومت و تلاش است . او همیشه در انجام وظیفه بی قرار و خستگی ناپذیر می باشد و وجودش دل کنده از دنیا و تجملات آن . هیچ گاه فعالیت هایش چهره کار و درآمد به خود نگرفته و هیچ گاه دنبال به دست آوردن دنیا نبوده است..

ملاقات دانش آموزان  با او چراغی است برای هدایت  انان واشنایی باسالهای نه چندان دور دفاع مقدس .چهره بشاش  وروحیه شاد او, اورامحبوب دلها کرده .او با زیبایی وبا کلام فصیح فعالیتهای خود وهمرزمانش دردوران دفاع مقدس وحتی قبل از ان در مبارزه با گروههای تروریستی  را تشریح میکند.

او با روحیه شاد واخلاقی جامع وبرخوردی صمیمی همه را به خودجذب میکند.طبقه پایین خانه اش وقف شهدا شده “بیت الشهدا  “دیوارهایش پراست از تصاویرشهدا .اینجا محل تشکیل جلسات مختلف مذهبی ونیز محل جمع آوری  کمک وتهیه جهیزیه برای نیازمندان هست.

 وقتی دانش آموزان وارد بیت الشهدا میشوندمحوفضای معنوی وتصاویر این محیط میشوند .او شروع به احوالپرسی میکندوبعد چه زیبا از شهدا  میگوید, از نقش زنان قهرمان شهرمان در جبهه ها, از خانم جعفریان ویزدانپناه , از اعزامهایش همراه تعدادی از خواهران به جبهه برای رساندن اقلام مورد نیاز رزمندگان به آنها,

از اینکه وقتی به منطقه دارخویین میرسنداز مسئولین میخواهد که برایشان راهنمایی بفرستند تا بروند خط مقدم. ووقتی راهنما را میبیندمیفهمد پسرش علی است. و………

از ملاقاتش باچمران میگوید از اینکه چمران از آنها میخواهد مقداری داروبرای گروهشان تهیه کنند واو بااشتیاق میپذیرد وقتی  بازحمت داروها را تهیه میکنند مقداری اب میوه نیز تهیه کرده ابتدا به دارخویین میروند وکارتن اب میوه را به بچه های انجا می دهند بعد به سوسنگرد میروندتا داروها را به جمران  برسانند وقتی چمران کارتن را باز میکند نگاهی به او میاندازد …می فهمند کارتن را اشتباهی گذاشته اند… میخواهند بروند دارخویین عوض کنند اما چمران مانع میشود وانها دوباره با زحمت تمام داروها را تهیه کرده به گروه چمران می رسانند.

او از خانم جعفریان میگویدواینکه چگونه دو پسرش درکردستان به دست گروههای تروریستی به شهادت رسیدند.

از روزی که ۲۰ کیلو هویج خریده بود تا اب گرفته برای مجروحان جنگی به بیمارستان ببردکه زنگ در خانه را زدند ودوستان علی خبر شهادت علی رااوردند واو دو رکعت نماز شکر خوانده  ودوباره می نشیند سر هویجها….

از خوابهایی که دیده وجایگاه علی دربهشت…

وقتی از خانه او بیرون می اییم بچه ها حال دیگری دارندانگار حالا بار امانت ۸سال دفاع مقدس ووظایف خطیرشان بر دوششان سنگینی میکند.

جمع آوری وتدوین شهره تیغ سازدبیر دفاعی آموزش وپرورش ناحیه ۴ 

درباره نویسنده

26مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2018 شهید مهرداد عزیزاللهی. محفوظ است.
قدرت گرفته از Site Saz